تاريخ : یکشنبه چهاردهم شهریور 1389 | 22:54 | نویسنده : مجتبي

تصنيف : عشق ديرين

خواننده: سالار عقيلي

 

خوشا با تو بودن ، ز عشقت سرودن

دگر از هوايت سفر نکنم

به صحراي هجران ، مخواه از من اي جان

که چون لاله خون در جگر نکنم

خوشا با تو بودن ، ز عشقت سرودن

دگر از هوايت سفر نکنم

به صحراي هجران ، مخواه از من اي جان

که چون لاله خون در جگر نکنم

اگر من نمانم ، بمان تو بمان

اگر من نخوانم، تو نغمه بخوان

چو رفتم به جايم تو خوش بنشين

تو خاک وجودم به بر بنشان

خوشا بانگ نامت به دور زمان

طنين پيامت به گوش جهان

به آهنگ ياري ، به رسم وفا

به شب زنده داري ، به بزم و صفا

در اين بي قراري به سوز دعا

به صد نغمه خوانم هميشه تو را

تو بر بام عالم ، ستاره ي من

نظر در تو اوج نظاره ي من

به شوق وصالت چو جان بدهم

نگاه تو عمر دوباره ي من

به عالم نبودم که نام تو بود

که از تو گرفتم نشان وجود

تو اي عشق ديرين تو را که نوشت

تو اي شور شيرين ، تو را که سرود

به پايان شب من رسيده ز تو

که صد صبح روشن دميده ز تو

سکوت غم از من ترانه ز تو

نياز شب از من سپيده ز تو

تو دستم گرفتي قدم به قدم

رفيقم تو هستي به شام عدم

ز جان محو شوق بهار توييم

که تا پاي جان بر کنار توييم

دانلود ـ Download



پیچک